چشم های تو پاک و مهتابی،هر نگاهت به وسعت صحرا
باز در آسمان چشمانت دست ها را گرفته ام به دعا

من همینم همیشه در خود گم،تو همانی همیشه طوفانی
می شود که دل مرا بکشی سمت خوب کرانه ات دریا

شب قدر است و باز بیدارم،بوی خوب بهشت پیچیده
بر زمین هر فرشته ای آمد روی بالش نوشته یا زهرا

می نشینم کنار دفتر خیس،بار اندوه شعر بر دوشم
کمکم کن که شاعرت باشم،ای مقدّس ترین زن دنیا

صبح وقتی غزل تمام شود من مسلمان دیگری شده ام
بنده ی کمترین زهرا و اَشهد لا اله الا الله
شعر از هوشنگ دیناروند



برچسب ها :
شعر حضرت فاطمه ,  شعر حضرت زهرا ,  ولادت حضرت زهرا ,